غروب خاکستری

مجموعه اشعار و نوشته ها

غروب خاکستری

مجموعه اشعار و نوشته ها

ای جد غریب من حسین

توی این ماه عزا                              

توی این دلشوره ها و غصه ها

تو همین ماهی که عزیز دل زهرا

با ۷۲ تن یار وفادارش

قد علم کرده بود

تو همین ماهی که سرور و سالار و جدغریبم

توی کربلا فریاد کیست که مار ایاری کند سر می داد

وای خدایا کجا بودند جوانان رشید بنی هاشم

همون جوانانی  که ماه از دیدنشون خجل و شرمنده می شد

ای جد غریب من

ای حسین که نام قشنگت

تمام بند بند وجودمو به لرزه در می یاره

فدای نام قشنگت بشم من

دل کوچیک من تحمل اینهمه ماتم و عزا رو نداره

آخه چه جوری خواهر عزیزت تونست غم فراغ تو رو تحمل کنه

آخه کجا بودند سیدا رشید که

جهان از به یاد آوردن اسمشون به لرزه در می یاد ؟

حالا دیگه تو این ماه غم

سیدا همونایی که از نسل و تبار تواند

یکسره سیاه پوشیدند

بذار بهت بگم نام ابولفضل همون دلاور برادر چون ماهت

شده پناه دردهای بی انتها

نظرات 1 + ارسال نظر
نوپا چهارشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1384 ساعت 11:39 ق.ظ http://www.taheri.blogsky.com

باسلام
ممنون می شوم به نظراتت مرا در هر چه بهتر درست کردن وبلاگم را هنمایی کنی منتظرم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد