غروب خاکستری

مجموعه اشعار و نوشته ها

غروب خاکستری

مجموعه اشعار و نوشته ها

تو ای نامهربان

تو با من نامهربانی کردی طوری که خود نیز باورم شد

تنهایم . تو با بی توجهی و با نگاه نا مهربانت قلب پرشور مرا که از عشق تو لبریز بود پاره پاره کردی.

امروز بر مرگ آرزوهایم می گریم و تاریخ را شاهد می گیرم دیگر هرگز نگذارم با من این چنین کنی و

بی رحمانه بر من بتازی.

چه خوش باوربودم افسوس و صد افسوس . نمی دانم

چگونه از احساس شکستم با تو بگویم.

آه چه بیهوده است دردل با نامهربانی در آن سوی مرزها.

نه بگذار امشب بمیرم و نجواهایم را به آغوش سرد خاک بسپارم.

 

نظرات 3 + ارسال نظر
مصطفی پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 01:58 ب.ظ http://mositak.blogsky.com

عشق از دوستی پرسید : فرق بین من تو در چیه ؟
دوستی گفت من دیگران را با سلامی آشنا می کنم تو با نگاهی .. من آنان را با دیگران جدا می کنم تو با مرگ

وبلاگ قشنگی داری + مطالب قشنگش
موفق باشی
همیشه مهربان

سید احمد پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 02:15 ب.ظ http://www.sarzamin-ir.blogsky.com

سلام دوست من . غروب زیباست و لی طلوع زیباتر . امیدوارم همیشه امیدوار و سلامت باشی

منصور پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 03:08 ب.ظ http://nikah.blogfa.com

سلام دوست عزیز
مطلب زیباییی رو مثل وبلاگت آپ کردی

آغاز کسی باش که پایان تو باشد
اشک زیباست اگر برای عشق باشد
عشق زیباست اگر برای تو باشد
تو زیبایی اگر برای من باشی

به ما سر بزن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد