غروب خاکستری

مجموعه اشعار و نوشته ها

غروب خاکستری

مجموعه اشعار و نوشته ها

این روزها

این روزها،

در شهر من،

محبت،

واژه ای ست،

بیگانه،

و راستی،

گوهری ست،

کمیاب،

و انسان،

گرفتار زندان تعصب،

با چراغی به نام غرور،

در راهی به نام بیراهه،

با خویشتن خویش خوشست.

 

نظرات 2 + ارسال نظر
رضا یکشنبه 22 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 05:32 ب.ظ

با سلام

بدوا تشکر میکنم که وبلاکتونو به روز کردی در ثانی بنظر من هم حلقه گمشده ایی که این روزها بین جماعت وجود دارد وهمه به دنبال ان هستند محبت وصمیمیت وصداقت افراد است چه خوب است که تلاش کنیم این حلقه گمشده رو بیابیم وتوشه ایی برای مسیر زندگی خود داشته باشیم.ضمنا یاداور میشود که نقطه های خویشتن را فراموش کردید بگذارید.{نوشته شده است:خویستن}

موفق باشید.رضا

حامد دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 04:01 ب.ظ http://http://www.hamed259.persianblog.com/

اولا سلام به بهترین خواهر دنیا...
خیلی خوشحالم که آپ کردی...
خیلی اظهار ارادت...
باید بگم که شعر عالی ای بود فقط باید درست بنویسیش...
به نظر من اگ اینطور بنویسی بهتر خوانده می شود...
++++++++++++++++++++++++++++++++++
این روزها در شهر من،

محبت واژه ایست بیگانه،

و راستی گوهریست کمیاب،

و انسان،

گرفتار زندان تعصب،

با چراغی به نام غرور،

در راهی به نام بیراهه،

با خویشتن خویش خوشست.
++++++++++++++++++++++++++++++++++
دوستت دارم بهترینم...
خبرم کن چی شده

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد